خرید بک لینک

سنی سئومک چوخ گوزل دی اما سنن اوزاخ گالماخ چوخ چتینده

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:48

عاشق اولوبسان؟ هر کیمی که گورورم سوروشورام.

نیه پس هشکیم منه تای دییر

نیه پس هشکیم حالیمی آنلامیر

نیه هشکیم سئومیر اوقدر که من سنی سئویرم

...............

او گوزل سسیین قوربان اولوم من.

+ چهارشنبه ششم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 21:17 بـ ه قـلمـ night

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: دوشنبه 10 بهمن 1401 ساعت: 15:48

از رویاهام که پرت میشم بیرون با واقعیت زشت روبرو میشم.

اونقد بدبختم که حتمی نمیتونم تو رویا زندگی کنم. چیه این واقعیت بی رحم؟

واقعیتی که به شکل بی رحمانه ای زمینم میزنه.

.

.

.

خفه م کرده. میفهمی .....؟

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 23:40

خدا بعضی آدما رو سر راهت قرار میده تا یادت بیاد که تو آدم غرق شدن تو روزمرگی ها نیستی. که تو آدم عاشق نبودن نیستی. که بگذاری و بری. که شبیه بقیه باشی. که دیدنی ها رو نبینی. که نباشی اونی که الان هستی.

که عاشق باشی

که لطیف باشی

که سرشار از حس باشی

که قلم به دست بگیری

که نقاشی بکشی

که کتاب بخونی

که والس بهار گوش بدی

که فک کنی

که به احساساتت بال و پر بدی

که پرواز کنی

که ............................

تا به تو برسم

به تـــــــــــــــو.

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 23:40

چقدر میفهممت

وقتی میگی

آدمای این دورو زمونه یه جوری شدن....

راست میگی

آدما بد شدن، نامرد شدن، دروغگو شدن، دودره باز شدن.

چرا هیشکی اونطوری نیس که میگه؟

چرا.................؟

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 23:40

این روز ها دلتنگ ترم....

خالی تر از همیشه

عاشق تر از هر روز

و تو دوست داشتنی تر از دیروز و هر روز..........

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 23:40

...


با تو کمی حالم خوبتر از عالی است....

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 23:40

بآ این همه بدی هنوزمــــ دوستت دآرم...

+ ادامهـ چیزیهـ کهـ فقطــ خودشــ میدونهـ

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

بآزم یهـ ــجمعهـ ی کسل کنندهـ

کآشـ رضآ الآن اینجآ بود بهش زنگــ میزد، بآهآش حرفــ میزد، منم ـصدآشو میشنیدمـ

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

نیستش

نمیدونم کجآست؟؟؟؟ چه میکنه؟؟؟؟

ولــی میدونم که ندآرمش........

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

ـچقد دلمـ میخوآد تکـ تکـ ثآنیهـ هآیی رو کهـ بآ تو بودمو اینجآ بنویسمـ کهـ هیچـ وقتـ از یآدمـ نرنــ...

ولی ـحیفـ کهـ نمیتونمــ......

===========================

+البتهـ شآیدمـ یهـ روز نوشتمـ

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

وای باورم نمیشه این وبلاگ بعد از گذشت 6 سال مونده هنوز

تو این 6 سال اونقد اتفاقای خوب و بد دیگه ای افتاده که حالا وقتی به اون روزا و حرفایی که اینجا زدم نگا میکنم خنده م میگیره

خدا روشکر اونقد بزرگ شدم که بفهمم عشق چیه؟ محبت چیه؟ انسانیت چیه؟ و خودم کی هستم....

انشالله روز به روز بهتر هم میشه.

پیش به سوی دنیای جدید. این وبلاگ و این نوشته ها هم تا ابد یادگاری میمونن

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

میدونم بنده ی گناه کارتم. میدونم شاید بنده ای بدتر از من نداشته باشی ولی همیشه هوامو داشتی بیشتر از بقیه.

جایی که میتونستی مچمو بگیری دستمو گرفتی.

حال خوب این روزامو از تو دارم.

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

امشب به خودم قول دادم تا این گزارشو تموم نکردم نخوابم. لامصب واسه خودش پایان نامه شده. حالا خوبه استاد یه 5 روز دیگه بهمون فرصت داد و گرنه بدبخت میشدم. هی دارم مینویسم هی دارم تایپ میکنم همه خوابیدن. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

میدونی که؟

در جریانی که؟

هیشکی برام تو نمیشه....!

برچسب: نویسنده: آبتین عابدی تاريخ: سه شنبه 14 اسفند 1397 ساعت: 1:23

صفحه بندی