./
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:48
سنی سئومک چوخ گوزل دی اما سنن اوزاخ گالماخ چوخ چتینده
-
تاریخ: 1401/11/10 ساعت: 15:48
عاشق اولوبسان؟ هر کیمی که گورورم سوروشورام.نیه پس هشکیم منه تای دییرنیه پس هشکیم حالیمی آنلامیرنیه هشکیم سئومیر اوقدر که من سنی سئویرم...............او گوزل سسیین قوربان اولوم من. + چهارشنبه ششم مرداد ۱۴۰۰ ساعت 21:17 بـ ه قـلمـ nightAdblock test (Why?)
....
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:40
از رویاهام که پرت میشم بیرون با واقعیت زشت روبرو میشم.اونقد بدبختم که حتمی نمیتونم تو رویا زندگی کنم. چیه این واقعیت بی رحم؟واقعیتی که به شکل بی رحمانه ای زمینم میزنه....خفه م کرده. میفهمی .....؟
بیداری مطلق
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:40
خدا بعضی آدما رو سر راهت قرار میده تا یادت بیاد که تو آدم غرق شدن تو روزمرگی ها نیستی. که تو آدم عاشق نبودن نیستی. که بگذاری و بری. که شبیه بقیه باشی. که دیدنی ها رو نبینی. که نباشی اونی که الان هستی.که عاشق باشیکه لطیف باشیکه سرشار از حس باشیکه قلم به دست بگیریکه نقاشی بکشیکه کتاب بخونیکه والس بهار...
هانیه
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:40
چقدر میفهممتوقتی میگیآدمای این دورو زمونه یه جوری شدن....راست میگیآدما بد شدن، نامرد شدن، دروغگو شدن، دودره باز شدن.چرا هیشکی اونطوری نیس که میگه؟چرا.................؟
>...
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:40
این روز ها دلتنگ ترم....خالی تر از همیشهعاشق تر از هر روزو تو دوست داشتنی تر از دیروز و هر روز..........
...
-
تاریخ: 1398/12/17 ساعت: 23:40
با تو کمی حالم خوبتر از عالی است....
هنوزمـــــــ
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
بآ این همه بدی هنوزمــــ دوستت دآرم... + ادامهـ چیزیهـ کهـ فقطــ خودشــ میدونهـ
++ ــجمــعـهـ
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
بآزم یهـ ــجمعهـ ی کسل کنندهـ کآشـ رضآ الآن اینجآ بود بهش زنگــ میزد، بآهآش حرفــ میزد، منم ـصدآشو میشنیدمـ
ــحرف دلمــ
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
نیستش نمیدونم کجآست؟؟؟؟ چه میکنه؟؟؟؟ ولــی میدونم که ندآرمش........
ـخآطرآتــ
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
ـچقد دلمـ میخوآد تکـ تکـ ثآنیهـ هآیی رو کهـ بآ تو بودمو اینجآ بنویسمـ کهـ هیچـ وقتـ از یآدمـ نرنــ... ولی ـحیفـ کهـ نمیتونمــ...... =========================== +البتهـ شآیدمـ یهـ روز نوشتمـ
91 تا 97
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
وای باورم نمیشه این وبلاگ بعد از گذشت 6 سال مونده هنوز تو این 6 سال اونقد اتفاقای خوب و بد دیگه ای افتاده که حالا وقتی به اون روزا و حرفایی که اینجا زدم نگا میکنم خنده م میگیرهخدا روشکر اونقد بزرگ شدم که بفهمم عشق چیه؟ محبت چیه؟ انسانیت چیه؟ و خودم کی هستم....انشالله روز به روز بهتر هم میشه.پیش به س...
خدایا ممنونم ازت
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
میدونم بنده ی گناه کارتم. میدونم شاید بنده ای بدتر از من نداشته باشی ولی همیشه هوامو داشتی بیشتر از بقیه. جایی که میتونستی مچمو بگیری دستمو گرفتی.حال خوب این روزامو از تو دارم.
گزارش لعنتی
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
امشب به خودم قول دادم تا این گزارشو تموم نکردم نخوابم. لامصب واسه خودش پایان نامه شده. حالا خوبه استاد یه 5 روز دیگه بهمون فرصت داد و گرنه بدبخت میشدم. هی دارم مینویسم هی دارم تایپ میکنم همه خوابیدن.
میدونی....
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
میدونی که؟در جریانی که؟هیشکی برام تو نمیشه....!
نیستی که ...!
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
یه جوری نیستی که انگار از اولش نبودی
بنویسم یا ننویسم؟
-
تاریخ: 1397/12/14 ساعت: 1:23
خیلی دلم میخواد بنویسماونقد بنویسم تا خالی بشم. حرفایی که تو ذهنم هست رو بریزم بیرون. چیزایی که عمری به کسی نگفتم، چیزایی که تو عالم واقعی گوشی برای شنیدنش وجود ندارهفقط نمیخوام کسی قضاوتم کنه